جنگ لزوما جامعه را همبستهتر نمیکند
قرار گرفتن جامعه در برابر یک تهدید مشترک میتواند حس همراهی و همدلی را افزایش دهد، اما نزدیکتر شدن افراد در دوره بحران لزوما به معنای شکلگیری انسجام اجتماعی پایدار نیست. عمق شکافهای اجتماعی و کیفیت رابطه مردم با یکدیگر و نهادها تعیین میکند این همبستگی تا چه اندازه ماندگار باشد.
سمیه توحیدلو، جامعهشناس اقتصادی و استادیار پژوهشکده مطالعات اجتماعی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، در گفتگو با کاماپرس درباره تاثیر جنگ بر سرمایه اجتماعی گفت: جنگها در بیشتر موارد همبستگی افقی و حس همدلی درونگروهی را افزایش میدهند؛ به این معنا که خانوادهها، نزدیکان و گروههایی که اشتراک بیشتری با یکدیگر دارند، به هم نزدیکتر میشوند.
بیشتر بخوانید:
- زنان زودتر از دیگران شغل خود را از دست میدهند
- نااطمینانی، کسبوکارها را به سمت کوچکسازی میبرد
- تابآوری مردم به رفتار تصمیمگیرندگان گره خورده است
- آموزش نخستین قربانی بحران است
وی افزود: اگر شکافهای اجتماعی عمیق باشند، این همبستگی الزاما پلزننده نیست و افراد ممکن است صرفا روابط خود را با نزدیکان فکری و خانوادگی تقویت کنند. همبستگی زمانی به انسجام اجتماعی تبدیل میشود که افراد بتوانند کسانی را که مانند آنها فکر نمیکنند نیز درک کنند و با آنها همدلی داشته باشند.
توحیدلو درباره تاثیر جنگ بر اعتماد نهادی نیز تصریح کرد: در جنگ دوازدهروزه و جنگ رمضان، مقاومت کشور باعث شد اعتماد به نیروهای نظامی در بخش زیادی از نظرسنجیها و پیمایشها افزایش پیدا کند و نگاه بخشی از جامعه به هزینههای موشکی تغییر کند. دسترسی مداوم مردم به مایحتاج عمومی نیز به افزایش اعتماد نهادی کمک کرد.
وی در پایان درباره ادامهدار شدن این وضعیت تاکید کرد: این وضعیت الزاما پایدار نیست؛ طولانی شدن جنگ، تورم، از بین رفتن اشتغال و کند شدن بازسازی میتواند نتیجه معکوس داشته باشد و همبستگی نهادی را کاهش دهد. بنابراین نمیتوان صرفا بر اساس نزدیک شدن مردم در یک مقطع بحرانی نتیجه گرفت که جامعه به انسجام پایدار رسیده است.
متن کامل گفتگو را در لینک زیر بخوانید:
انتهای پیام
مرتبط با: